نجات خود

پسرم و این اوضاع و احوال تمام ذهن من رو به خودش مشغول کرده، دارم تمرین می کنم، کمی از ذهنم را برای خودم نگه دارم.

فاز بعدی نجات خود: وقت

/ 8 نظر / 4 بازدید
سحر

خاطرم نیست تو از بارانی یا از نسیم هر چه هستی گذرا نیست هوایـــــــــــت، بوِِِِِِِِِِِِِِیِِِِِـــــــــــــــت... فقط آهسته بگو با دلم می مانی... سلام روز بخير خيلي قشنگ كلبه زيبات..دوست داشتي با قدمهاي گرم وصميمي ات به كلبه آبجي سحر هم سربزن .. اميدوارم هفته قشنگي رو پيش رو داشته باشي مهربون..[بغل][گل][بغل]

ساناز

پروردگار پارسیان برکتی همیشه گی بر ملت ما بر جای گذاشت( غیرت)درود بر تو [گل]

شالیز

ببین این از اون انفرادی هاست که ابدیه نه اعدام توشه نه آزادی رفتی توش بیرون اومدن ازش محاله ... اگه راهی جستی خبر بده منم برای حفر نقب مهات دارم باید فرار کرد... [نیشخند]

شیلا

پیدا کردن وقت برای من مثل گشتن دنبال سوزن تو یه انبار کاه شده.

روزنامه دیواری

وقتی پسر آدم، می شه قسمتی از وجود خود آدم، این کار خیلی سخته. اما اوضاع و احوال رو می شه دیخت دور ... به شرطی که خیلی قاطی زندگانی آدم نشده باشه!