تاکسی نشست و ملاقات شاید با یک لباس شخصی

در گرمای وحشتناک ساعت ٣ بعداظهر می‌رم سر خط تا بتونم سوار ماشین شم برم طرف مهد دنبال پسرم. می‌گویم انتهای فلان جا می‌پرسد تا کجاش، می‌گم یعنی شما معنی انتهای خط رو نمی‌دونین، می‌گه باشه حالا بیا بالا. می‌شینم جلو. صندلی‌ عقب دونفر دیگه می‌شینن و راننده منتظر نفر سومی. یه خانم میاد سوار می‌شه، بعد زود پیاده می‌شه، راننده داد می‌زنه چی شد؟ خانم می گه جا نمی‌شه آقا. جواب می‌ده مگه ماسیدی زن، چه ادا اطورایی میان این جماعت. نفر بعدی که یه خانم دیگه‌س میاد سوار شه که در رو باز نکرده می‌بنده به همون دلیل. برمی‌گردم و با دیدن 2 نفر عقب و اپسیلون جای باقیمانده برای نفر سوم، حق رو به خانما می‌دم. آقای راننده یه فحش نثار این یکی می‌کنه و بالاخره آقایی ترکه‌ایی میاد و ماشین راه می افته. به نصف مسیر نرسیده، راننده با حالت سرگردی که با سربازای صفر هیچی نفهمش حرف می‌زنه گفت کریه‌هاتون(منظور همان کرایه‌س) بدین که راست و ریستش کنم. یعد از یه دقیقه داد زد با شمام هستم خانم. گفتم هنوز نصف مسیر طی نشده، هر وقت خودم تشخیص دادم کرایه رو می‌دم و شمام حق نداری سر من داد بکشی. داد زد یعنی چی می‌گم کریه‌تو بده حرف بدیه، نمی‌خوام 2 ساعتو گرما ماشینو نگه دارم که بقیه پولو بدم حرف بدیه. گفتم نخیر حرف بدی نیست، ولی نحوه حرف زدنتون بده. گفت ببخشید خانوم خانوما که من بلت نیستم لفظ قلم صحبت کنم. گفتم خواهش می‌کنم، سعی کن بلد شی، یکی از نشانه‌های راننده خوب بودن با ادب بودن هم هست. گفت می‌دونی چیه تقصیر تو نیست شما جماعت زنا رو پرروتون کردن، یه کم لی لی به لا لاتون گذاشتن فکر می کنین کی هستین. گفتم ما زنا همه چی هستیم اگه از حق دفاع کردن پر رویی، فعلاً کجاهاشو دیدی بشین پررویی رو ببین. گفت همینه دیگه شماهاین یه مشت زن پر رو با شوهرای بی غیرتتون ریختین تو خیابونا، چوب لای چرخ رئیس جمهور می‌ذارین نمی ذارید کارشو بکنه. گفتم تو از کجا می‌دونی من جز اونایم که ریختم تو خیابون، گفت از پررویت  و سر و وضعت معلومه(حالا من با مانتو و شلوار و مقنعه سرکاری و عرق کرده و خسته). گفتم لابد شمام از چماق به دستاین. گفت بله که بودم بله که هستم باید زد تو دهن هر کی حرف ناحق می‌گه، رئیس جمهور به این خوبی اومده جلو هر چی مفتخور رو گرفته، حال یه سری آدمای به قول خودشون کلاس بالا رو گرفته، بعد حالا همینا چشم دیدنشو نداره. گفتم حالا که از اونا نیستن دیگه یقیه دور و بریای خودشم صداشون در اومده، گفت غلط کردن اونا، اونام لابد دزدن و جلوی دزدیشون گرفته، گفتم یعنی جناب ... هم گفت آره خوب هر کی حرف زیادی بزنه جلوش وایمیسه شیری واسه خودش رئیس جمهور.

کمی مات و مبهوت از این تفکر و نگران از بودن همراهان زیادی برای این تفکر کرایه رو دادم و پیاده شدم.

/ 6 نظر / 14 بازدید
40تیکه

دختر سر به سر این ارازل و اوباش نزار ورمیدارن یه فس کتک میزنن اینا یه مشت دیوونه ان حال خودشونو نیم فهمن. [چشمک]

په‌ریله

ئاوات گیان، هه‌ر به گیڕانه‌وه‌که‌ت دڵم گیرا. ئاگاتان له خۆتان بێت[گل]

من و دلنوشته هام

ببینم اون وقت اون سه نفر گردن کلفت پشت سری هم سکوت کرده بودند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ وای به حال ما با این طرز فکر های احمقانه بیخود نیست که من بعضی وقتها فکر میکنم رئیس جمهورمون واقعا رای آورده و تقلبی نبوده چون تا دلت بخواد مملکتمون پر از این احمقها

گل مریم

چه وحشتناک. چه خوب جواب دادی. راستی چرا نیومدی؟ امیدوارم دفعه بعد ببینمت

گل مریم

چه وحشتناک. چه خوب جواب دادی. راستی چرا نیومدی؟ امیدوارم دفعه بعد ببینمت

شالیز

همه چیز مثل یه خواب بد می مونه انگار بختک افتاده رومون کاش بیدار شیم ببینیم همه چیز خواب بوده و اینجا هم مثل سوئد سوییس کانادا و یا حتی افغانستان و مالزی و ..... است. ای کاش همهش خواب باشه