من و اینبار کامکارها

چند ساله که میام و اجراتون می بینم. تا قبل از اومدن پسرم هرباری که اجرا داشتین. اولش با دوستان و بعدش با تو، یادته هیوا؟ بعد از مادر شدن، اولین بار بود که اومدم تا خودمو بدم دست صدای سازهای قشنگ و حس و حال خوب شنیدن کارهای خوب. اما اینبار حسم، حس اون سالای قبل نبود. دلیلش بالکن بد سالن برج میلاد بود، تغییر سلیقه من، تغییر حال و هوای شما، دعوای روز قبل ما یا وول خوردن پسرم کنار دستم، به جای دست مهربان همسر در دستم. هرچه که بود اونی نبود که قبلا بود. اشکم بی اختیار می‌اومد حتی در اوج شادی ملودیها. اشک تلخی بود این اشک. حالت بدی بود این حالت.

قبلا هم اشک ریخته بودم، بار اولی که سنجانه و سنجانه رو خوندین. اون بار از ذوق بود از شوق بود از شادی شنیدن این نوای سحرآمیز. یادته ندا.

/ 10 نظر / 7 بازدید
بانو

اوات عزیزم زمانی که نی نی تازه به دنیا امده بود خواننده وبلاگت بودم مشکلاتی باعث شد چند سالی اصلا سمت وبلاگ نیام الان اومدم و خوشحالم پابرجا میبینمت کنسرت کامکارهای امسال را من هم بودم و خیلی هم به دلم نشست این شوهر فارس ما هم بسی لذت برد

دختر مو مشكي

همیشه همه چی عوض میشه الا چیزای بد و کسایی که می خوای عوض شن .

بانو

فکرش تا الان این بوده که درست میشه تا مرده یک ذره بهش محبت میکنه خر میشه تازه الان کلی شق القمر کرده چند ماهه قهره و خونه باباش مونده

پویا صداقت(م.ح.حیدریان)

سلام . . . . . وبلاگ "پسری با کفش های چینی" به روز شد!! اینبار مطالب زیر شما را می خوانند: . . . . * من اینجا بیشتر یک وبلاگنویس و کُنِشگر اجتماعی هستم تا شاعر * دو تا عکس برای دیدن و فکر کردن * من با آزادی مخالف بودم و هستم، چون حرف مرد یکی است * استاد محمدرضا شجریان خواننده خُرده بورژواهای کثافتی است که دهه 50 از ایران گریختند...بهزاد نبوی قربانی قدرت طلبی شد نه آزادی خواهی...علیرضا نوری زاده یک روزنامه نگار مستقل است؟... محسن مخملباف همان کسی است که می خواست با نارنجک داریوش مهرجویی را از بین ببرد * قانون همه جا هست ولی عدالت همه جا نیست * دوستِ تهرانیِ عزیز که با لحنی تحقیرآمیز به امثال من میگی دهاتی، تو با ثروت دهاتی ها بزرگ شدی...نگاهی به خودکشی های اخیر... * وَ دو رباعی از خودم برای نقد شدن . . . . . . ...وَ نوشته هایی از جیمز جویس و آلبر کامو و حجت الاسلام غلامرضا حسنی و رباعی هایی از جلیل صفربیگی و... . . . . . . یاهووووو

ندا

یادمه آوات گیان...

آوات

نه مریم جان اهمسرم تو گروه کامکارها نیست با هم رفتیم کنسرت کامگارها. اگه اینجوری بود خودمم الان خواننده گروه بودم:)