خاطره1

یه شب ۴ نفری نشسته بودیم، من و ندا و منیر و مریم. ندا داشت تعریف می‌کرد که، ١٠ روز پیش تو اتوبوس  نشسته بوده، جلوش ٢ تا دختر دبیرستانی بودن، از اتوبوس کناری یه پسر هم سن و سال خودشون داشته بهشون اشاره می‌کرده و آخرشم شماره تلفنشو بزرگ روی یه کاغذ نوشته و چسبونده به پنجره، دخترها هم کلی خندیدن. ندام  شماره رو یادداشت می‌کنه. بهو به جرقه‌ایی زده شد و گفتیم، بیاین به اون پسره زنگ بزنیم و بگیم ما اون دختراییم. خلاصه منیر زنگ زد و پسره هم کلی خوشحال که وای باورم نمی‌شه بعد از ١٠ روز زنگ زدی و اینا. بعد از چند جلسه تلفنی حرف زدن کار به قرار کشید. منیر گفتم من با یکی از دوستام میام، پسر هم گفت منم همینطور و   دارآباد قرار گذاشتن. ما اون موقعا می‌رفتیم دارآباد خیلی خلوت‌تر بود و ملت کوه برو بیشتر اونجا بودن. خلاصه ما ۴ نفر(شایدم ٣ نفر) ساعت ٩ صبح اونجا بودیم و نشستیم به انتظار صحنه دیدنی. اون پسر با دوستش اومدن و تا ١١ صبح همینجور منتظر، دوستش هم همش بهش غُر می‌زد که دیدی سرکارت گذاشتن و اینا. حالا فکرشو بکن ما دو قدم اونورتر اونا نشسته بودیم و به ذهنشونم نمی‌رسید که چند تا دختر ٢۵ ساله بخوان خودشونو جای دو تا دختر ١۶ ساله جا بزنن و اونا رو سرکار بذارن. خلاصه اومدیم خونه و منیر زنگ زد بهش و گفت اصل قضیه چی بوده و این یه درسی باشه که دیگه شماره تلفن پشت شیشه اتوبوس ندی به ملت! شما فقط تصور کنین قیافه اون پسر رو و البته قیافه ما رو هم وقتی کلی فحش شنیدیم.

دو شب پیش داشتم برای چندمین بار اینو برای هیوا تعریف می‌کردم و می‌خندیدم و البته هیوا هم برای چندمین بار با حالت عاقل اندر سفیه منو نگاه می‌کرد. ای دوستان کجایین که یادتون به خیر. دوستایی که هر کدوم یه گوشه‌ایی هستین و به زندگی مشغول. 

/ 12 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ندا

yadesh be kheir awat gian...modatha bood in khatereh ro moroor nakardeh boodam,cheghad khandidim....

شالیز

كجايي جووني كه يادت به خير...

مامان ارشک

محشر بود. متاسفانه من الان اگر این ماجرا رو از یک دختر 25 ساله بشنوم تو دلم می گم چه کار بدی. کاش یادم نره که من هم کلی شیطونی کردم.

کلاس مجازی

لطفا یه سری به اینجا بزن و کمک کن و به دوستانت هم خبر بده

ماری

نمی دونم اما به نظر من بالاخره جوونا باید جوونی کنند... چه اشکالی داره بتونند مثل آدم برند سراغ کسی که ازش خوششون اومد و سعی کنند یه دوستی سالم داشته باشند؟!

من خوبم

عزیزم هیوا با کسره ه خوانده می شود؟ یا مثل بینا خوانده می شود؟ هیژا که مثل پیدا خوانده می شود آره؟

مامان و نی‌نی‌ش

وای عجب شری بودینا... خوش به حالتون.. من هیچ وقت از این کارها نکردم.. ولی خیلی این کارها رو دوست دارم.. کلی کیف کردم وقتی خوندمش.. این بوس هم برای خانم ماجراجو [ماچ]

پونه مامان روژین

بابا خیلی باحال بودین خیلی وقتا اگه این خاطراتم توی زندگی آدما یادآوری نشه آدم واقعا افسرده میشه چون اصولا توی ایران آدما زیاد نمیخندن.