فکرشو بکن

فکرشو بکن بچه‌تو به دنیا بیاری،  روز به روز، ماه به ماه، سال به سال، به پاش بشینی و بزرگش ‌کنی، به فکر غذاش باشی، لباس، کلاس، مدرسه.  بعد که بزرگتر شد، با هزار امید و آرزو و نذر و نیاز بفرستیش کنکور بده، بعد بچه‌ت قبول شه و بره یکی از دانشگاههای خوب کشور. اونوقت یه انتخاباتی بشه و توش کمی تا حدودی بعضی کارا بشه. اونوقت همون پسرت که یه دانشجو فهمیده مملکته، به این کارا اعتراض کنه. بعدش حالا عوض مجاب کردن این دانشجو، یه عده لات و اوباش بریزن سرش و بعد از کلی زدن و توهین کردن بگیرن  و در بهترین حالت ببرن بندازشن زندان.

بمیرم، چه حالی داشتین شما دانشجوا و چه حالی داشتین شما مادراشون اون شب.

/ 8 نظر / 12 بازدید
شکیلا

اگر دوست داشتید به وبلاگ من بیاید تا لینکتون کنم [لبخند]

پونه

سلام دوتاپست اخیرت خیلی خوندنی بود.

شالیز

و اگر خدایی این نزدیکی ها باشد و ببینید و نگوید و نکند خداییش را من قبل از عبور از چینوت شکواییه علیه خدایی اش تقدیم خواهم کرد.

غریب دوست

آیا به دنبال راه حلی ساده و عملی برای افزایش آمار وبلاگ یا وبسایت خود هستید؟ آیا به دنبال راه حلی ساده و عملی برای افزایش فروش محصولات خود دارید ؟ آیا از گران بودن قیمت تبلیغات یا فرستادن ایمیل تبلیغاتی خسته شده اید؟ در این مجموعه آموزشی به طرز کاملا عملی به شما یاد میدهیم : 1- چگونه پیج رنکمان را در گوگل بسیار سریع به 10 برسانیم . 2- چگونه بدون ارسال هیچ مطلبی در وبلاگ یا سایتمان روزانه بالغ بر 10000 بازدید کننده داشته باشیم. 3- چگونه بینندگان سایتمان را مجبور بدیدن تبلیغات خودمان و خرید محصولاتمان بکنیم و انگیزه آنها را بتحریک در بیاوریم. 4- چگونه بدون داشتن هیچ لیست ایمیلی شخصی افراد !!! سرور اصلی یاهو را مجبور به ارسال ایمیل تبلیغاتی INBOX ی كنیم 5- چگونه ده ها میلیون ایمیل را مطعلق به ایرانیان را جمع آوری کنیم و آنها را مجبور به دادن ایمیلشان بما بکنیم. بجای اینکه هزاران و میلیونها تومان برای تبلیغ سایت یا محصول خود به سایتهای پر بازدید بپردازی فقط مبلغ بسیار ناچیزی برای خرید این بسته آموزشی صرف کرده و جلوی ضرر و زیان را بگیرید. >>>> http://cdmc.mihanblog.com/post/534 <<&lt

هیوا

با سلام اتفاقی با هاتون آشنا شدم و خیلی از ژست های حال و گذشته تونو خوندم! بسیار با احساس می نویسید در همه ی نوشته هاتون میشه اینو حس کرد، وقتی پست چند وقت پیش تونو در مورد تولد هیژا خوندم نا خودآگاه اشک تو چشام حلقه زد و یاد مادر خودم افتادم و باز ناخودآگاه، آن شعر رو زمزمه کردم که میگه: دایه گیان بگری له سه ر خاکم که وا شینم ده ویت...(شاید بی ربط باشه ولی چیکار کنم این یادم اومد). خوشحال شدم از این که دیدمتون!

مانلی

ظلم بی حد شد به همه این ملت...