یاد ایام

چند روزیه برای تمرین والیبال میریم سالن ورزشی خوابگاه فاطمیه. بله الان اونجا هم مثل  خوابگاه کوی دانشگاه پسرا سالن ورزش داره. روز اولی که خوابگاه رو بعد از اون همه سال دیدم، تا می‌تونستم دور و برو نگاه کردم که ببینم چه جوریا شده الان. یه سالن ورزش، سالن فیلم، درمانگاه و ....  وارد اونجا  شدم انگار وارد 20 سالگی‌ام شدم. وقتی به خانمی که تو اتاق ورودی نشسته بود گفتم من 20 سال پیش وارد این خوابگاه شدم، با خودم فکر کردم یه عمره، یه عمر.

آقای علیپور نگهبان رو که دیدم کلی خوشحال، اونم منو شناخت سریع. یادش انداختم برای دیر اومدنام از کنسرت و تاتر و اینا چقدر اذیتش می‌کردیم.

عجب دورانی بود، عجب دورانی

/ 3 نظر / 14 بازدید
مامان ارشك

من وقتي يادم مي افته چه سالي مي رفتم دانشگاه حسابي احساس ميانسالي مي كنم.

مامان دیبا و پرند

سلام دوستم فکر کنم تمام مدتی که تمرین می کنی توی روزگار گذشته سیر می کنی. یادش به خیر جوونی.[قلب]

ندا

یادش به خیر...کاش منم بودم...