جنگل پنیر

رمانی که باید با دقت بخوانی. رمانی که نباید از هیچ جمله‌ایش غافل بشی، اگر هم شدی یه جا دیگه یقه تو می‌گیره که برگردی و با دقت بخونیش. رمانی که شاید دو بار پشت سر هم بخونیش. بازیای زیادی رو می‌خونی که ذهنتو درگیر می‌کنه با خودش.  ممکنه اول قضیه فرمانده و سرباز رو نفهمی چیه این وسط، اما وقتی فهمیدی، اونوقته که ذوق می‌کنی و بر می‌گردی به قسمتای اولیش که شاید سرسری رد شده باشی به هوای خوندن بخشای جذاب دیگه‌ کتاب. 

قشنگ حتی از پری فراموشی هم قشنگ‌تر.

جنگل پنیر: نوشته فرشته احمدی: زمستان 1388، انتشارات ققنوس.

                   

/ 6 نظر / 15 بازدید
نازنین

امیدوارم یه روز وقت کنم این کتابو بخونم .فعلا چندین کتاب نخونده تو قفسه دارم![ناراحت][چشمک]

شالیز

سلام سال نو مبارک بعد از دو سال چشممان به جمال وبلاگتان روشن شد. راستی این خانم فرشته احمدی همون دوست قدیمی شما است؟

آوات

یعنی جناب شالیز شما نمی دونستین همان دوست قدیمی ماست!

ندا

afarin bar fereshteh...man ke hichkodoomo nakhoondam...kash oonja boodam.

شالیز

شرمنده شک کردم شک که گناه نیست!